شروطی برای ازدواج(3)
یکی از مسائلی که همیشه به آن نقد داشته ام ، بحث ریخت و پاش های اضافی و اکثرن با اکراه در مراسم عروسی ست . از نظر من عروسی های فعلی ، دیگر آن صفا و صمیمیت جشن های قدیم را ندارد . مجالس تبدیل شده است به سالن مُد و تمامی آدم ها چه زن و چه مرد دائم مشغول فخر فروشی و چشم و هم چشمی هستند .
حداقل در خانواده های نسبتن سطح بالا ، این توقع می رود که جشن ها با تدارکات وسیع و در مکان های اسمی برگزار شوند . اما در آخر هم غر های مهمان ها را شاهد هستیم که مثلن غذا فلان بود و یا فلان آدم فلان حرف را زد .
در حقیقت با دور شدن آدم ها از یکدیگر ، به شخصه حاضر نیستم که چندین میلیون از پول نازنینی که می تواند در مسائل دل پسند تر خرج شود را در یک شب به باد فنا دهم . شبی که توأم با اضطراب و نگرانی ست . در عروسی های فعلی ، به هر کس خوش بگذرد به صاحبان اصلی مجلس کوفت می شود . چرا که پایبندی به برخی سنت های مسخره ، آنها را معذب می کند .
بنده از آن دسته دخترانی نیستم که آرزوی به تن کردن لباس عروس را داشته باشم . ترجیح می دهم اگر بنا بر مهمانی ست ، فقط در سطح فامیل های درجه یک برگزار شود . به علاوه اینکه دوست دارم آن خرجی را که قرار بوده خانواده ی داماد در مراسم عروسی متحمل شوند ، به خودمان بدهند تا در اموری که دوست داریم نظیر سفر به کشور های مختلف و یا سرمایه ای جهت کار خرج کنیم .
به عبارت دیگر می توان گفت این نه تنها یک شرط نیست بلکه در نگاهی دیگر می تواند یک لطف عظیم به خانواده ی داماد باشد . هزینه ی کلانی که قرار بوده در عرض یک شب به باد فنا برود ، می تواند جاری باشد و خاطرات ماندگاری را بر جای بگذارد .

