شروطی برای ازدواج (1)
به یاد دارم دو سال پیش ، یک دختری که دو سال از من بزرگ تر است و خواستگار های زیادی داشت* ، طی یکی از سخنان اش فرمود که :
اگر خواستگار راه دهم ، حتمن یک لیست بلند بالا برای او در شرح شروط ام می نویسم .
اینجانب نیز به دلیل آنکه مسائل مختلفی به ذهن ام می رسد اما صرفن فقط بیان می کنم ، تصمیم گرفته ام که هر زمان شرطی به ذهن ام رسید ، در جایی همچون وبلاگ به ثبت رسانم تا در همان چشم انداز ده ساله ای که در اینجا ذکر کرده ام ، همه ی آنها را تقدیم به خواستگار ِ محترم نمای ام !
شرط اول : بنده از هر گونه بی انضباطی ِ ظاهری اعم از پیراهن روی شلوار ، شلوار ِ گشاد و پارچه ای ، لاخ لاخ کردن ِ کفش هنگام راه رفتن ، ژولیده بودن مو ها و ... بی زاری جسته و با مجرم به اشد مجازات برخورد خواهم کرد !
به عبارت دیگر : بنده کشته مرده ی شلوار ِ جین ِ تیره ی نه چندان فاق کوتاه همراه با تی شرت های مردانه ی شاد که البته کوتاه نباشد هستم و از هر گونه موی بلند ، ریش کوتاه (نه سه تیغه) قد بلند، ناخن کوتاه ، وای وای وای وای وای
دفاع خواهم کرد !
* اگر بنده در حال حاضر ۱۸ سال و خرده ای سن داشته باشم در نتیجه دو سال پیش ، ۱۶ سال و خرده ای سن داشته ام . در نتیجه آن دختر دو سال پیش ، ۱۸ سال و خرده ای سن داشته است و اصلن تعجب نکنید ! زیرا در تجمعات ( از کلمه ی خانواده استفاده نمی کنم !) مذهبی ، این سن برای ازدواج ، سن ِ مناسبی ست !

