تبليغاتX
خسته گی های یک روح سرگردان - به خاطر دو متر پارچه

به خاطر دو متر پارچه

 

این روزا همش دارم به این فکر می کنم که دو متر پارچه  ، چه قدر می تونه توی زنده گی آدم تأثیر گزار باشه . ‏

از خونه که میام بیرون ، با نگاه تعجب انگیز ناک و سنگین اهل محل مواجه می شم چون انگار همچین خوش شون نیومده که من رو بدون اون دو متر پارچه دیدن . ‏

دارم می رم بانک و حدود 300000 تومان پول همراهمه . همش نگران ام و با خودم می گم : اگر اون دو متر پارچه بود ، عمرن اگر کسی می تونست کیف ام رو بزنه .‏

توی راه ، احساس می کنم که حجم تیکه پرانی ها به سمت ام بیشتر شده . ‏

ولی از حق نگذرم ، بدون اون دو متر پارچه توی این گرما خیلی راحت ترم . انگار کمتر گرم ام می شه .‏

وقتی می رسم خونه انگار مامان بزرگ ام بیشتر تحویل ام می گیره . خب چون اون همیشه دوست داشته من رو بدون اون دو متر پارچه ببینه . ‏

دلم می خواست یه پلاکارد گنده آویزون کنم به خودم و دلیل اینکه امروز اون دو متر پارچه رو سرم نکردم ، توضیح بدم ولی خب .. ‏ترجیح دادم این توضیحات رو فقط به مامان بزرگ ام بدم :‏

وقتی داشتم از یه پیاده روی باریک رد می شدم ، دو تا پسربچه ی دبیرستانی از روبرو میومدن ؛ دیدم اونا خودشون رو کنار نمی کشن .. منم هی متمایل شدم به سمت راست تا بهشون برخورد نکنم و همین شد که دو متر پارچه ام گرفت به پیچ و مهره ی داربست ِ گوشه ی پیاده رو و .. اندازه ی 10 سانتی متر جرررررر خورد !‏

 

خب وقتی داشتم این رو تعریف می کردم ، برای بار 100 ام به این نتیجه رسیدم که : سر نکردن ِ دو متر پارچه ، خیلی بهتر از سر کردن ِ دو متر پارچه ی پاره ست ! به هر حال وجهه ی اون دومتر پارچه برای من مهم تر از وجهه ی شخصیت خودمه ! ترجیح می دم بگن : دومتر پارچه ایه امروز دومتر پارچه سرش نکرد ؛ تا بگن دومتر پارچه ایه امروز ، دومتر پارچه ی پاره سرش کرد ! ‏

نمی دونم این عقیده ی من درسته یا نه ولی وقتی قراره به جایی برم که می دونم نمی تونم آتیش نسوزون ام ، بدون اون دومتر پارچه می رم ! ترجیح می دم اسم دو مترپارچه ای ها بد در نره و نگن : همشووووون همینجوری اند !‏

 

خلاصه من از این کارا زیاد می کنم .‏

خودم اسمش رو می ذارم از خود گذشته گی و احترام قائل شدن برای حرمت اون دومتر پارچه ؛

ولی خب .. بقیه اسمش رو گذاشتن : عدم ثبات شخصیتی و مستمر نبودن در عقاید ! یه جورایی همون سست عنصری و دوگانه گی ِ ارزشی !‏

شما اسمش رو چی می ذارید ؟

+ نوشته شده در  88/07/30   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرگردانی