تبليغاتX
خسته گی های یک روح سرگردان

تعطیلات خود را چگونه می خواهید بگذرانید؟!‏

 

نه اینکه ما پول نداشته باشیم یا جا نداشته باشیم یا حوصله نداشته باشیم و یا بنزین نداشته باشیم  ها ! نه ! فقط برای اینکه تهران در عید خلوت می شود می خواهیم بمانیم هتل منزل . اصلن فقط برای اینکه دلمان لک زده است  پل رومی را با آن متروی تازه افتتاح شده ی کذایی اش خلوت ببینیم ، تهران می مانیم ! یا مثلن برای اینکه سینما ، فیلم شاعر زباله ها و تسویه حساب و هیچ را گذاشته و ما آنها را در جشنواره ندیده ایم می خواهیم تهران بمانیم ! اصلن فقط برای اینکه ما قبل از عید حوصله ی شلوغی مغازه ها را نداریم ، می خواهیم در تعطیلات برویم خرید کنیم که خانه می مانیم ! اصلن تا چشم تان در بیاید ما می خواهیم برویم تنگه واشی . خب آبش سرد است ؟ باشد ! به هر حال قصد رفتن اش را که داریم ! اصلن برای همین قصد است که می خواهیم تهران بمانیم . اصلن راستش را بخواهید ، نزدیک خانه ی خانم گاف ، یک پیست دوچرخه سواری است که در ِ گوشی می خواهم بگویم : دوچرخه های اش را مجانی می دهد ! حالا فردا نروید همه جا بگویید پیست دوچرخه سواری شهرک غرب مفتی ست ها ! خز می شود . ما فقط برای اینکه می خواهیم برویم دوچرخه سوار شویم است که تهران مانده ایم . اصلن بگذارید بگویم تا راحت شوم . ما فقط برای اینکه بنشینیم فصل ۶ لاست را ببینیم می خواهیم خانه بمانیم ! تازه ۴ تا دی وی دی هم خریده ایم که به خاطر آنها می خواهیم عید دیدنی هم نرویم ! اصلن می دانید چیست ؟ ما فقط برای خوردن آن شکلات تلخ هایی که مامان مان برای مهمان خریده است می خواهیم خانه بمانیم ! اصلن بگذارید روک و راست بگویم : ما فقط برای دیدن آن فیلم سینمایی های هلوی عمو عزت است که خانه را بر هر عید دیدنی و مسافرتی ترجیح می دهیم !

راستی یادمان رفت بگوییم : ما فقط برای اینکه می خواهیم برای لپ تاپ مان پول جمع کنیم ، تهران می مانیم که برویم عید دیدنی !

شما می خواهید تعطیلات خود را چگونه بگذرانید ؟!

 

پی نوشت : دوستان زیادی در کامنت و غیر کامنت به من بابت قلم طنز تبریک و آفرین گفته اند . فقط خواستم بدانید که من بر خلاف مینیمال های ادبی و عاطفی که دارم ، شخصیتی طنز در دنیای حقیقی هستم .

+ نوشته شده در  88/12/28   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرخوشی

اندر احوالات خانم گاف

 

خانم گاف شخصی هستند که همیشه عکس بچه گی های شان در حالی که افتاده اند لای مبل در کیف شان است تا به هر آشنایی که می رسند ، آن را نشان دهند . موضوع جالب تر این است که قبل از آن آشنا ، ابتدا این خانم گاف است که به قربان خودش می رود !

خانم گاف همیشه یک نصیحت دارند با این عنوان که : از من می شنوی هیچ وقت پول بابت دی وی دی نده ! همیشه آنها را قرض بگیر . این نصیحت پس از به وجود آمدن کیف مهمات یاسمن به ثبت رسید و ایشان بر این باور بودند که تا یاسمن هست ، پول دی وی دی چَرا ؟!

از گاف های خانم گاف این است که یک بار در جمع دوستان شان ، وقتی یک گربه را دیدند ، به صورت ناخودآگاه به آنها فرمودند : موی گربه عامل نازایی می باشد . این شد که حرف ایشان نقل مجلس های دوستانه است . [چرا که ایشان مجرد تشریف دارند]

در احوالات بچه دوستی ایشان نیز روایات زیادی آمده است از جمله اینکه یک بار دیگر وقتی در جمع دوستان شان نشسته بودند فرمودند : امروز که داشتم از جلوی مغازه ی سیسمونی فروشی رد می شدم ، یاد بچه ام افتادم ! که در همان هنگام دوست ایشان در جواب گفتند : همچین می گوید بچه انگار که الان بچه اش توی خانه است !

از دیگر خصوصیات خانم گاف این باشد که یک لپ تاپ سفید دارند با نام مروارید که به اصطلاح آن را موری صدا می زنند و هر وقت می خواهند پای موری بنشینند ، دست های شان را می شورند !

وقت خانم گاف بسیار ارزشمند می باشد لذا از آن تنها در جهت دانلود لاست استفاده می کنند . [این هم عرض شود که ایشان علاقه ی شدیدی به ساویر دارند .]

خانم گاف حرکتی دارند که به هنگام دیدن یاسمن آن را انجام می دهند . به این طرز که با یک دست شان یک لوپ و با دست دیگر آن لوپ دیگر یاسمن را گرفته و در جهات مختلف می کشند . این می شود که اکثرن یاسمن پس از ملاقات با ایشان ، لب پایین اش قاچ می خورَد ! البته این را نیز عرض کنم که این حرکت خانم گاف ناشی از علاقه ی بسیار شان به یاسمن است !

از شعار های فمنیستی خانم گاف این می باشد که : پسر ها ادعای فهمیدن می کنند در حالی که نمی فهمند اما دختر ها می فهمند که ادعا هم می کنند ! [تکبیر]

 

پی نوشت : خانم گاف ، دختر خاله ی من می باشند !

+ نوشته شده در  88/12/27   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرخوشی

آلرژی بهاره

 

بیخواب دباغم رو از جا بکنب تا از شرش راحت شب .

چون

آنتی هیستابین بیخورب

لوراتادین بیخورب

ابا

خوب نبیشب

..

قسبتی از بدبختی های یک دختر با بینی کیپ

+ نوشته شده در  88/12/25   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرخوشی

حلقوم

 

ای کسانی که در دانشگاه امام حسین تحصیل می کنید !

بدانید و آگاه باشید که

ممکن است همان جایی که دارید با دشمن فرضی می جنگید ؛

ممکن است همان جایی که دارید استاد تان را مسخره می کنید ؛

ممکن است همان جایی که دارید در بوفه غذا میل می کنید ؛

ممکن است همان جایی که دارید نماز می خوانید ؛

همان محدوده ی سند ما باشد که سپاه آن را نوش جان فرموده و پول ما را نمی دهد !

+ نوشته شده در  88/12/25   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سر شناسی

شعور

 

بهش می گم برو مشاوره

می گه ترجیح می دم از وقتم برای دیدن ویکتوریا استفاده کنم .

+ نوشته شده در  88/12/25   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سر افکنده ای

نیست که خیلی سفیدم

 

بابا چیه این سولاریوم و استخر رو باز و کرم های برنزه .

الآن یه ذره دیگه پرده هامون رو دیر تر بیارن ، من کاملن برنزه شدم .

+ نوشته شده در  88/12/24   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرخوشی

جا داره

 

خب به پاس حمایت دست اندرکارانی از قبیل .. بله ؟ بله چشم . از اون پشت به من می گن که اسم شون رو نبرم . چشم . در هر حال به پاس حمایت اسمشو نبر ، قالب بلاگم نه تنها برگشت بلکه خوشگل ترم شد . جا داره .. جا ، نداره ؟ آها ! جاداره! که  جا ، داره و جاداره دو مقوله ی جدا از هم هستن . در قسمت اول باید عرض کنم جا ، داره از زحمات این عزیز اسمشو نبر تشکر نمایم . در قسمت جاداره نیز باید عرض کنم که همچنان کاسه ی صبر مان جاداره ! و همچنان به آقای شیرازی افتخار می دهیم و اینجا می مانیم !

حضار عوق می زنند ..

+ نوشته شده در  88/12/24   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرخوشی

مرگ بر بلاگفا2

 

به جان خودم همین چند ساعت پیش ، اون قالب خوشگلم همین جا بود !

یوهو چی شد آخه ؟

دارم سکته می زنم .

ای بلاگفا [...]

+ نوشته شده در  88/12/22   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سر افکنده ای

سوری جون

 

یادش به خیر

چه زمانی بود .

سورنا رو مسخره می کردیم

حالا واسه بعضیا شدیم یه پا سورنا .

البته ما که مثل ایشون نرفتیم خارجه که هی صد بار بگیم .

اما خب .. دیدم بعضیا باهام لج افتادن ، یاد اون افتادم .

ولی در هر حال

بلا به دور !

:دی

+ نوشته شده در  88/12/22   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرخوشی

منم باریک !

 

همیشه ها تختم چسبیده بود به شوفاژ

منم طی یک حرکت تاکتیکی ، با یه نیم غلت ، خودمو از پشت می چسبوندم به شوفاژ ؛

حالا بین تختم و شوفاژ یه ذره فاصله دادم

دیشب نزدیک بود بیفتم اون لا !

+ نوشته شده در  88/12/22   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرخوشی

ننه قمر

 

بعد از هدیه تهرانی ، گفتم خوبه اول بازیگر شم ، بعد هم با یه پیرمرد عکس بندازم و پولدار شم ؛ اونوقت برم عکاس شم .

حالا دیگه بعد از زهرا امیرابراهیمی که عکاس شد

نمردیم و عکاس شدن هنگامه هم توی کلیپ اش دیدیم !

خوبه پس اول برم خواننده شم ، بعد که پولدار شدم برم عکاس شم !

 

پی نوشت : بلاگم یک ساله شد! اه مرگ بر بلاگفا

+ نوشته شده در  88/12/21   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سر افکنده ای

اه خورشید

 

اومدن پرده های خونه مون رو بردن

روزا با عینک آفتابی می شینم پای کامپیوتر ..!

 

پی نوشت : حال ندارم برم پول دومین ام رو پرداحت کنم ..

+ نوشته شده در  88/12/19   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرخوشی

پروازی نیمه کاره

 

شما را به تماشای جدید ترین اثر یاسمن اکبرپور در وب گاه هنرهای یک روح سرگردان دعوت می نمایم .

:دی

(+)

+ نوشته شده در  88/12/18   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرخوشی

اشک

 

پلک پایین ام

کمی افتاده است

به گمان ام کم کم

دارد شل می شود ..

+ نوشته شده در  88/12/15   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سر در گریبانی

آخر مرا دیوانه می کنی


ای کاش حداقل

تکلیف با دل معلوم بود

که بدانم

آخر

دوستت دارم

یا

عـاشق ات هستم ..

+ نوشته شده در  88/12/11   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سر در گریبانی

آدم برفی


هر چه قدر هم سعی کنی ظاهر یخی ات را ببینم ،

به گرمای درون ات آگاهم ..

+ نوشته شده در  88/12/10   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سرخوشی

مرگ بر بلاگفا

 

همین

!

پی نوشت : یکی منو از اینجا ببره

+ نوشته شده در  88/12/03   توسط یاسمن اکبرپور   در موضوع: سر شناسی